جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶
شبگردی عمر

کانون وبلاگ نویسان قم به نقل از وبلاگ"داستان پندآموز. داستان هاي مذهبی و قرآني"،

در یکی از شبهای تاریک ، عمر بن خطاب در زمان خلافت خود در کوچه های مدینه می گشت و به مراقبت و سرکشی خانه ها و کوچه ها می پرداخت .
عمر در یکی از کوچه ها دید چراغ خانه ای در آن وقت شب می سوزد و حکایت از آن می کند که صاحب خانه بیدار است .
عمر نزدیک آمد و از پشت در به تجسس و بازرسی پرداخت . او ضمن بازرسی از گوشه در دید که مرد سیاهی ظرف مشروبی جلو خود نهاده و از آن می نوشد . جماعتی هم با او نشسته و سرگرم گفتگو هستند .
عمر از دیدن این منظره ناراحت شد که چرا باید در شهر مدینه و زمان حکومت او مردم در خانه خود مجلس بگیرند و به میگساری مشغول گردند .
سعی کرد در را باز کند و غفلتا وارد خانه شود ، ولی هر چه کرد نتوانست در را بگشاید !
ناچار از دیوار خانه بالا رفت و از پشت بام به زیر آمد و در حالیکه تازیانه معروفش بنام دره را در دست داشت ، ناگهان جلو ایشان سبز شد !
حاضران مجلس تا عمر را دیدند از جا پریدند و در را گشودند و گریختند . عمر مرد سیاه را که شراب می نوشید گرفت و نگذاشت فرار کند .
مرد سیاه گفت : یا امیرالمؤمنین ! من با عمل خود مرتکب گناه شده ام ، اینک توبه می کنم ، توبه مرا قبول کن .
عمر گفت : نه ، می خواهم حد شرابخوار را درباره تو جاری کنم و به جرم این عمل زشت شلاق بزنم .
مرد سیاه گفت : یعنی برای اینکه من یک عمل خلاف و کار خطا انجام داده ام ؟
عمر گفت : آری .
مرد سیاه گفت :
اگر من یک خطا و کار خلاف نموده ام ، خلیفه مرتکب سه کار خلاف شده است !
بدین گونه :
1- خداوند می فرماید: و لا تجسسوا(1) بدون اطلاع و اجازه صاحبخانه ، خانه مردم را مورد تجسس و بازرسی قرار ندهید ! ولی تو خطا کردی و تجسس نمودی !
2- خداوند می فرماید: و اءتو البیوت من ابوابها(2) از درهای خانه وارد خانه ها شوید ، ولی تو از پشت بام به زیر آمدی ! !
3- خدا می فرماید: لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستاءنسوا و تسلموا علی اهلها(3)
به خانه ای جز خانه های خودتان وارد نشوید مگر اینکه آشنائی بدهید و به ساکنانش سلام کنید .
من هم در پیشگاه خداوند توبه می کنم و تصمیم می گیرم دیگر چنین نکنم و گرد این کار نگردم .
عمر توبه او را پذیرفت و سخنش را پسندید و از حد زدن وی در گذشت . 4

 

1- آیه 12 سوره حجرات .
2- آیه 189 سوره بقره .
3- آیه 27 سوره نور.
4- المستطرف ج 2 ص 94. خطای چهارم خلیفه که از همه مهمتر بود این است که بعد از اثبات جرم و ثبوت خطا و گناه ، حد شرابخوار را که هشتاد تازیانه بود، بر مرد سیاه شرابخوار جاری نساخت ، و به ملاحظه اینکه خود هم خطا کرده بود او را بخشید!
بخشش و قبول توبه کار خداوند است . خلیفه مسلمین و هر حاکم دیگری وظیفه اجرای حکم خداوند قرار ندهد. بدیهی است که هر مجرمی حاضر است بعد از کشف جرم توبه کند و اظهار پشیمانی نماید. ولی آیا این کافی است ؟!
ضمنا باید دانست که در برخی کتب نوشته است عمر مرد و زنی را دید که مشغول میگساری بودند.

برچسب ها : اسلام
*نام و نام خانوادگي :

پست الکترونيکي :

*مطلب :
۱) نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .
۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .
۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .
آخرین مطالب